تبليغاتX
کوچه احساس

کوچه احساس

عاشق پرواز...

صدایم کن صدایم کن.... صدای تو ترانه است... نفس های تو در گوشم..کلامی عاشقانه است

اگر از بودن و ماندن بدون عشق دلگیرم...صدایم کن به آوازی که من بی عشق میمیرم....

اگر خوابم اگر بیدار...اگر مستم اگر هشیار.. صدایم کن.... در آغوشت نگاهم دار......

کویرم من..... اگر گلزار...اگر هیچم اگر بسیار..... صدایم کن ... در آغوشت نگاهم دار.....

نوشته شده در ساعت توسط نونا| |


۱) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف
میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.


۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه
بهش برسی بقیه از تو.


۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا
دنیا دل هردوتونو.


۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی
دیر.


۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به
عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.


۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص
میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.


۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون
باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.


۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو
خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.


۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا
پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.


۱۰) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص
میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.(البته در هر دوحال
فحشو میخوری :)
نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
نوشته شده در ساعت توسط نونا| |


زندگی را بی بهانه میخواستم ولی

 غافل از اینکه

داشتن تو قشنگترین بهانه ام شد.....!



نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

تنهایی شیوه ی خدایان است .


حال که خدای قلبی شدی


خدایی کن .


اما معجزه در دستانت شکل می گیرد.  


می توانی مهربانی را به خدایان دیگر بیاموزی.


بشکن این رسم ژنده پوش را. دنیا پر شده است از خدایانی یک سان . 


قرن ما خدایی عاشق تر از معشوق می خواهد.




سعید شجاعی


نوشته شده در ساعت توسط نونا| |


حــــــــــــــــــ ـــالم عوض میشــ ــــــه ......
حـــ ـرف تو کــ ـه بـاشــــــ ــه ...
اســــ ـــم تـ ـو بـارونــــــــ ـــه ...
عطــ ـر تـ ـو همراشــــــــ ـــه ...
اون گوشــــــ ـه از قلبــ ــــــــــــــــــــم !
...کــ ـه مال هیــــ ــــچــ ـکس نیـــس ...
کــــــــــــــــــــــــے با تـ ـو آروم شـ ـد ...
اصلاً مشخص نیــــــــــــــــــــــــس

نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

حالا تو هي بيا بگو مردها پررو مي شوند!
زن بايد سنگين و رنگين باشد!
بايد بيايند منت بكشند ببرندش با عزت!

من مي گويم زن اگر زن باشد ...
بايد بشود روي عاشقي اش حساب كرد
كه بايد عاشقي كردن را بلد باشد
كه جا نزند
جا نماند
جا نگذارد
هي فكر نكند به اين چيزهايي كه عمري در گوشش خوانده اند
كه زن ناز و مرد نياز!
كه بداند مرد هم آدم است ديگر!
گاهي بايد لوسش كرد!
گاهي بايد نازش را كشيد!
گاهي بايد به پايش صبر كرد حتي!

من مي گويم زن اگر زن باشد ...
از "دوستت دارم" گفتن نمي ترسد
تو مي گويي خوش به حال زني كه عاشق مردي نباشد
بگذار دنبالت بدوند!
و من نمي فهمم اين كه داري ازش حرف مي زني زندگي است يا مسابقه اسب دواني!

و من نمي فهمم چرا هيچكس برنمي دارد بنويسد از مردها!
از چشم ها و شانه ها و دست هايشان
از آغوششان
از عطر تنشان
از صدايشان ...

پررو مي شوند؟!
خب بشوند!
مگر خود ما با هر "دوستت دارم" ي تا آسمان نرفته ايم؟!
مگر ما به اتكا همين دست ها
همين نگاه ها
همين آغوش ها
در بزنگاه هاي زندگي سر پا نمانده ايم؟

چرا بايد شوق من براي خوشحالي كسي - مردي -
براي شنيدن صدايش
نگراني هايم
دلتنگي هايم
آرزوهايم
مرا كوچك كند؟

من راز اين دوست داشتن هاي پنهاني را نمي فهمم
من نمي فهمم زن بودن با سنگين رنگين بودن
با سكوت
با انفعال چه ارتباطي دارد!

من بلد نيستم در سايه دوست داشته باشم
من مي خواهم خواستنم گوش فلك را كر كند!

من مي خواهم مَردَم
حتي اگر مرد من هم نبود
دلش غنج بزند از اين كه بداند جايي، زني دوستش دارد

من مي خواهم زن باشم!
بگذار همه دنيا بدانند مردي اين حوالي دارد "دوستت دارم" هاي مرا با خود مي برد

دوستت دارم روزت مبارک

نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

می توانستم نباشم تا مجبور نباشم نگاهی به اطراف بیندازم.

می توانستم نباشم تا کلا بیخیال دنیا می شدم

می توانستم نباشم تا مجبور نبودم چشم به روی دنیا ببندم

می توانستم نباشم تا دنیا اشتباه و گناهی را از من در خود نگه نمی داشت
و ...

اما  می توانستم باشم و به راحتی نگاهی به اطراف می انداختم،

می توانستم باشم و دنیا را بیخیال نمیشدم

می توانستم باشم و چشم به روی دنیا نمی بستم،

می توانستم باشم و اشتباه نمی کردم

می توانستم باشم ولی فقط خوب باشم، فقط خوب....!



نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

دیگر بر هیچ درختی سیبی نرویید

                                     حال من مانده ام

                                                   که چگونه گناه کنم....!

نوشته شده در ساعت توسط نونا| |

راستی چرا عشق ها راستند و معشوق ها دروغ؟!!

وانگهی عشق مگر نه بی تابی شور انگیز دل هاست در جستجوی گم کرده خویش؟؟

من از عشق های "بزرگ" میگویم،

نه از عشق های "شدید"

از نیازی که زاده "بی اویی" است،

نه احتیجی که، فقر "بی کسی"

هراس مجهول ماندن، نه درد محروم ماندن!!

نوشته شده در ساعت توسط نونا| |